رفتارهای اعتیادی با رفتارهایی که در اختلالات وسواس فکری_عملی شایع هستند مقایسه شده اند.
بدیهی است که معیارهای هر دو اختلال از نظر شمول افکار مزاحم، الگوهای رفتاری اجباری و تلاش برای حذف یا کنترل این افکار و رفتارها، مشابه هم هستند.
تفاوت زمانی بروز مییابد که رفتارهای اعتیادی در عین حال که برای کاهش اضطراب و سایر عواطف دردناک کاربرد دارند (یک ملاک تشخیصی لازم و کافی برای رفتارهای وسواس عملی)، لذت و کامیابی نیز تولید می کنند که تشخیص وسواس عملی را نفی میکند.
اگر چه رفتارهایی مانند پرخوری، رابطه جنسی، قمار یا مصرف مواد مخدر به عنوان وسواس عملی در نظر گرفته شده اند (به شرطی که در انجام آن ها افراد نشود)، این رفتارها طبق تعریف راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، وسواس عملی به حساب نمی آیند، چون فرد معمولاً از این فعالیت لذت کسب میکند و ممکن است تنها به دلیل پیامدهای منفی، از این رفتارها دوری کند. بنا به این دلایل، ما معتقدیم که واژه اعتیاد برای توصیف این رفتارها درست تر است.
با پیشنهاد و تأیید این تعریف و ملاک های تشخیصی همراه با آن برای اختلال اعتیاد، درباره مزایا یا معایب هر یک از این مجموعه معیارها نیست. بلکه، هدف، روشن سازی ذهن افراد دارای اختلال اعتیاد به مواد مخدر، یا درمانگران اعتیاد، نسبت به تشخیص غلط کنترل تکانه یا وسواس فکری- عملی است.
با توجه به این که چندین مطالعه، فرآیند اعتیاد متقاطع را برجسته کردهاند، که در طی آن یک اعتیاد (مانند اعتیاد به الکل) با اعتیاد دیگر (مانند اعتیاد به ورزش) جایگزین می گردد. تمرکز انحصاری بر معیارهای اعتیاد به مواد مخدر شیمیایی به قیمت بیتوجهی به معیارهای اعتیاد فرآیندی، غیرعاقلانه به نظر می رسد.
به همین ترتیب، میزان بالای همایندی اعتیاد به مواد مخدر شیمیایی و فرآیندی بافت گستردهای برای مفهوم سازی مجموعه رفتارهای مشکل زایی که بین این دو مشترکند، میطلبد.
در درمان یک خانواده معتاد، هم عملی مهم ارزشمند است که یک شبکه بالینی تا حد امکان گسترده را در نظر بگیریم تا اختلالات بی شماری را که در درون سیستم معتاد اتفاق می افتند درمان کنیم. علاوه بر تعریف یک اختلال به وسیله ویژگی های مشترک افراد مبتلا به آن، شیوه دیگر، نگریستن به اثرات اختلال بر فرد، خانواده و جامعه است.
در انجام چنین کاری، نیاز به مداخلات به موقع و صرفه جویانه آشکار میشود. با مشاهده بخشی از هزینههای مالی، جسمانی، رابطهای، اقتصادی و اجتماعی ناشی از اختلالات اعتیادی، سودمندی رویکرد درمان خانواده به عنوان عاقلانه ترین مسیر عمل آشکار می شود.