مصرف الکل خطرات ویژهای برای همه زنان به دنبال دارد. با اینکه مردان بیشتر از زنان الکل مصرف میکنند و مشکلات ناشی از مصرف الکل را تجربه میکنند، زنان به اثرات مضر الکل بسیار آسیب پذیرتر هستند.
زنان سریعتر از مردان و با مصرف مقدار کمتری الکل به بیماریها و مشکلات ناشی از الکل مبتلا میشوند. همچنین، احتمال بیشتری دارد که زنان برای مدیریت مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، استرس یا مشکلات عاطفی، به مصرف الکل و سایر مواد روی بیاورند. مصرف زیاد الکل میتواند احتمال سوءمصرف یا وابستگی به الکل را در زنان افزایش دهد.
زنانی که سوءمصرف الکل دارند یا به آن وابسته هستند، نسبت به مردان در برابر مشکلات زیر آسیبپذیرتر هستند:
بیماری کبد: زنان بیشتر به بیماریهای کبد الکلی مانند هپاتیت دچار میشوند و احتمال مرگ آنها به علت سیروز کبدی بیشتر است.
آسیب مغزی: زنان در مقایسه با مردان بیشتر در معرض خطر آسیبهای مغزی ناشی از مصرف الکل، از جمله کاهش عملکرد ذهنی و کوچک شدن حجم مغز، قرار دارند.
در مقایسه با زنانی که الکل نمینوشند، زنانی که مقدار زیادی الکل مصرف میکنند، در معرض خطر بالاتری برای ابتلا به مشکلات زیر هستند:
مصرف الکل میتواند احتمال ابتلا به سرطان سینه در زنان را افزایش دهد. خطر کلی ابتلا به سرطان سینه در طول زندگی یک زن حدود 9 در 100 است، اگر الکل مصرف نکند. دو نوشیدنی در روز این خطر را به بیش از 10 در 100 افزایش میدهد، در حالی که شش نوشیدنی در روز خطر را به حدود 13 در 100 میرساند. هر 10 گرم الکل اضافی در روز، خطر نسبی ابتلا به سرطان سینه را در طول زندگی حدود 10 درصد افزایش میدهد.
چندین عامل بیولوژیکی باعث میشود که زنان نسبت به مردان بیشتر تحت تأثیر الکل قرار گیرند. بدن زنان الکل را کندتر از بدن مردان پردازش میکند. این به دلیل وجود عوامل مختلفی است که زنان را به اثرات الکل حساستر میکند، این عوامل عبارتنداز:
چربی بدن و آب کمتر: بدن زنان دارای چربی بیشتری نسبت به مردان است و چربی الکل را حفظ میکند، در حالی که آب موجود در بدن آن را رقیق میکند. به دلیل اینکه زنان آب کمتری نسبت به مردان دارند، الکل در بدن آنها بیشتر متمرکز میشود.
آنزیمها: زنان سطح کمتری از آنزیمهای لازم برای متابولیزه کردن الکل دارند، بنابراین الکل به طور کندتری در بدن آنها شکسته میشود.
هورمونها: تغییرات هورمونی در زنان میتواند نحوه متابولیسم الکل را تحت تأثیر قرار دهد. به عنوان مثال، سطح هورمونهای مختلف در دورههای مختلف زندگی، مانند دوران قاعدگی یا بارداری، میتواند باعث تغییر در نحوه پردازش الکل توسط بدن شود.
بنابراین، این عوامل باعث میشود که زنان در برابر اثرات مضر الکل حساستر باشند و الکل را به طور موثرتر از بدن خارج نکنند.
شواهد نشان میدهد که آزار جنسی یا جسمی در دوران کودکی میتواند هم مردان و هم زنان را مستعد مشکلات الکل و مواد مخدر در بزرگسالی کند. از آنجایی که زنان بیشتر قربانی آزار جنسی در دوران کودکی میشوند، به طور نامتناسبی تحت تأثیر قرار میگیرند.
تحقیقات نشان میدهد که زنانی که در کودکی مورد آزار جسمی یا جنسی قرار گرفتهاند، به احتمال زیاد مشروبات الکلی مصرف میکنند، مشکلات مرتبط با الکل دارند یا به الکل وابسته میشوند.
به نظر میرسد آزار جسمی در دوران بزرگسالی، که زنان بیشتر از مردان از آن رنج میبرند، خطر مصرف و سوءمصرف الکل را در زنان افزایش میدهد. الکل یکی از عوامل اصلی خشونت علیه زنان است و در سه مورد از هر چهار مورد تجاوز و تقریباً همان درصد از حوادث خشونت خانگی نقش دارد. احتمال سوءمصرف الکل در زنان با سابقه خانوادگی سوءمصرف الکل بیشتر از مردان با سابقه مشابه است.
نوشیدن الکل در دوران بارداری میتواند منجر به بروز نقایص مادرزادی جسمی و ذهنی شود. زمانی که یک زن باردار الکل مصرف میکند، الکل از طریق جفت به جنین منتقل میشود. در سیستم گوارشی جنین که در حال رشد است، الکل بسیار کندتر از بدن بزرگسالان تجزیه میشود، که باعث میشود سطح الکل در خون جنین به مدت طولانیتری بالا بماند. هر نوع الکل به هر مقدار میتواند به جنین در حال رشد آسیب برساند، به ویژه در سه ماهه اول و دوم.
برای مدتها، متخصصان تصور میکردند زنان با مشکلات سوءمصرف مواد، کمتر از مردان بهبود مییابند. با این حال، شواهد کافی در این زمینه وجود نداشت، زیرا بیشتر مطالعات پیش از دهه 1990 تنها مردان را بررسی میکردند و تفاوتهای جنسیتی را در نظر نمیگرفتند.
وضعیت در اوایل دهه 1990 تغییر کرد، زمانی که دستورالعملهایی برای افزایش مشارکت زنان در تحقیقات توسط FDA و موسسه ملی بهداشت صادر شد. بررسیای در Drug and Alcohol Dependence نشان داد که زنان به اندازه مردان قادر به بهبودی هستند، اما با چالشهای ویژهای روبرو هستند.
برخی مطالعات نشان میدهند زنان کمتر از مردان به برنامههای درمانی مشکلات سوءمصرف مواد، از جمله الکل میپیوندند. از جمله موانع خاصی که بر درمان زنان تأثیر بیشتری میگذارند، شامل دسترسی به مراقبت از کودک، مشکلات اقتصادی، و اختلالات سلامت روان است.
حتی اگر زنان مایل به شرکت در برنامههای سنتی درمان الکل نباشند، اهمیت دارد که از منابع دیگری برای دریافت حمایت پزشکی و عاطفی استفاده کنند. رواندرمانی، گروههای خودیاری و داروها همه میتوانند به زنان کمک کنند تا مصرف الکل را متوقف کرده یا کاهش دهند.
هر کسی که برای غلبه بر وابستگی به الکل یا مشکل سوءمصرف الکل تلاش کرده، میداند که روند بهبودی چقدر میتواند دشوار باشد. اگرچه زنان کمتر از مردان به برنامههای درمانی مراجعه میکنند، شواهد نشان میدهد که آنها به همان اندازه مردان قادر به بهبودی هستند.